آقا محسن دربندي: ما كاري به حكم نداريم... حكم رو كاغذ مال محكمه است... اصليت حكم مال خداست كه ما و منش ريخته و گلريزون مي كنيم... واسه كسي كه آزاد مي شه از اين چارديواري... كه همه ي دنيا چارديواريه... كرم مرتضي علي، يه مرد كه واسه شرف و ناموسش دوازده سال رو كشيده وجدانش بالاتر از اين پول هاست كه كاغذه... سلامتي سه تن: رفيق و ناموس و وطن. سلامتي سه كس: زندوني و سرباز و بي كس... سلامتي باغبوني كه زمستونشو از بهار بيشتر دوست داره... سلامتي آزادي... سلامتي زندونياي بي ملاقاتي... (موسيقي تيتراژ)
poetry
"همفری" (۱) غمگین
با سیگاری بر لب
هنوز نشسته کنار اسکله ای در کازابلانکا
و به مرگ "اینگرید"(۲)
فکر می کند
مرگ سینما
هالیوود
حتی ستاره های خودش را هم پس می زند
با وحشت هیولایی که
از دهانش
کثافت بیرون می ریزد
و ترس از هجوم یوفو ها
برای تسخیر استودیو های فیلمسازی
وقتی "پیتر جکسون"
رویاهای احمقانه "اسپیلبرگ" را
به تصویر می کشد
و قهرمانش
برای فرو کش کردن شهوت گمشده اش
با دختری در دست
شهر را به آتش می کشد
"آندره" (۳)
هنوز در کودکی ایوان سیر می کند
و "ژان لوک"(۴) جوان
به شورشی های پاریس
آموزش ساخت کوکتل مولتوف می دهد
دنیا به هم پیچیده دوست من
اگر از بوش ناخرسند باشی
باید دل به حرفهای احمقانه مایکل مور بدهی
دلم می خواهد
به جزیره ای پناه برم
که در آن
پیرو خله(۵)
خودش را به آتش کشید.......
پی نویس
۱-همفری بوگارت
۲- اینگرید برگمن
۳-آندره تارکوفسکی
۴-ژان لوک گدار
۵- فیلمی از ژان لوک گدار
م. میرزاپور (بهمن ۸۵ )